من میتوانم ...
آخه چه جوری رفتی؟؟؟!!!!!!!!
این جمله ای است که مامانم از چهارشنبه گذشته تا الان داره میگه، فقط بخاطر اینکه استعدادهای من رو دست کم میگیره ...
نمیدونم اینکه آدم خودش بره توی تختش خیلی جای تعجب داره ...
ماجرا از این قراره که مامانم به خاطر مهمونی که در پیش داشت مشغول کار بود و خوشحال از اینکه من با اسباب بازیهام سرگرمم ولی وقتی تمام خونه رو دنبال من گشت، در نهایت تعجب من رو توی تختم پیدا کرد و این سئوال برایش پیش اومده، وقتی مامان من رو توی تخت دید از شدت تعجب و کمی وحشت زل زل من رو نگاه میکرد و خشکش زده بود.

بهتر بود من از مامانم عکس میگرفتم چون با اون چشمهایی که از شدت تعجب از حدقه زده بود بیرون خیلی خنده دار شده بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من میتوانم ...
